هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار بلكه زندهاند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند.
بار خدایا شکرت که مرا از گمراهی به راه راست هدایت کردی و فرصتم دادی که تا بتوانم گوشهای از گناهانم را جبران کنم. امروز روزی است که اسلام به مبارزه با کفر ایستاده است و مؤمنان واقعی هم به کمک اسلام میشتابند و اسلام هم به کسانی احتیاج دارد که با کمک او بشتابند و بنیانهای کفر و الحاد را در هم بریزند و من هم طبق وظیفه شرعی و دینی خود به جبهه آمدم تا دینم را نسبت به اسلام و انقلاب ادا کنم و خدا گوشهای از گناهانم را ببخشاید. ای کسانی که در کنج خانههایتان نشستهاید و در آسایش بسر میبرید زودتر به خود بیایید و به قافله سالار حسینی(علیهم السلام) بپیوندید و نکند که خدای نا کرده دیر شود و فرصتی برای شما نباشد. زمان، زمان اتمام حجت خداوند با مؤمنان واقعی است که رو سفید آن باشد که از این آزمایش سالم به در آید و برای این که منصرف نشوید و عقوبت آن دنیا نصیب شما نشود و به ریسمان خدا چنگ آویزید که همانا پیروی از ولایت فقیه که در این زمان، امام خمینی(قدس سره شریف) است که هر کس به این ریسمان چنگ آویزد منحرف نمیشود. پدر و مادر عزیزم، ای کسانی که بیشتر از همه برایم زحمت کشیدهاید و غم خوردهاید من شما را خیلی اذیت کردهام و نمیدانم چگونه جوابهای زحمات شما را بدهم. میدانم که هر فرزندی برای پدر و مادرش عزیز است ولی هر مسلمانی آخرتی دارد که باید آن را برای خود بسازد تا الطاف خفیفه الهی بر او فرود آید و باری مگر نشنیدهاید که چگونه امام حسین(علیهم السلام) فرزند جوانش، علیاکبر(علیهم السلام) را به میدانگاه شهادت فرستاد .... باید از آن امامان(علیهم السلام) عظیم تبعیت کنیم و از زندگی آنها پند بگیریم پس ای پدر و مادر عزیزم اگر احیاناً اتفاقی برای من افتاد بیش از حد ناراحتی نکنید که در غیر این صورت ناراحتی روح مرا در بر دارد پس از این مسئله این است که هر کس بالاخره از این دنیای مادی هجرت میکند و میرود پس خودش به حال آنها که با عملی خوب از این دنیا بروند و دیگر بیش از این روی این مسئله صحبت نمیکنم چون میدانم شما بیشتر از من بر این مسائل واقف هستید و تنها خواهشم از شما این است که از دیگران برایم حلالیت بطلبید و مبلغ انقلاب اسلامی باشید در هر جایی که میروید مبلغ قوانین اسلام باشید تا رستگار شوید و به شایعات بیاساس هم گوش نکنید. برادرانم شما هم مانند هر مسلمانی فرائض دینی خود را کاملاً انجام دهید و پیامرسان خون شهداء باشید و توی دهن هر منافق و ضد انقلابی بزنید و پیروی از خط ولایت فقیه کنید.
خواهرانم: شما هم باید تکاتک پیامرسان خون شهداء باشید همچون دلیر زنی چون زینب کبری(B) و عفت و حجاب خود را حفظ کنید و نیکی به پدر و مادر را هیچ وقت فراموش نکنید و قرآن را همیشه بخوانید که همیشه راهنمای مؤمنان است و در این دو جمله آخر خطابم به همه میباشد: ای برادران دل کَنید از ظواهر مادی به کمک اسلام بشتابید و شر کفار و اجانب را از سر ممالک اسلام کوتاه کنید. بر هر مسلمانی واجب است که برای احقاق حق قیام کند مبادا یک بار فریب زندگانی را بخورید که خدای نا کرده در آن دنیا دیگر نمیشود جواب شهیدان را داد و از همه بالاتر رضای خداوند است، حرکتی به خود بدهید تا دیر نشده است. دیگر حرفی ندارم و فقط رضای خداوند برای همگان را خواستارم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) خمینی(قدس سره شریف) را نگهدار.
خدایا خدایا رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما.
خدایا خدایا شهادت در رهت نصیب ما بگردان.
والسلام علی من اتبع الهدی مسعود خاقانی نژاد.
پاسگاه زید 18/2/1364 هجری شمسی شنبه ساعت 10/5 صبح.
1. سوره آل عمران، 169.
خلوص نیت و حب الهی انسان را از خاک تا افلاک میبرد. چه پیر و چه برنا باشی فقط کافی است اعمالت خالص شود تا به درگاه خداوند پذیرفته شوی.
شهید مسعود خاقانینژاد متولد بیست و هشتم آبان ماه سال 1343 در رامهرمز است. تا پایان دوره متوسطه در هنرستان در رشته اتو مکانیک درس خواند. از كودكی علاقه زیادی به انجام فرایض دینی داشت و قبل از سن بلوغ روزه میگرفت. جوانی پر تحرک و بسیار شجاع و نترس بود و كارهای شخصیاش را از نوجوانی خودش انجام میداد و به کسی وابسته نبود و زحمتی مضاعف برای اعضا خانواده به وجود نمیآورد. هنگامی كه دوستانی به خانه دعوت میكرد، در نظافت و آماده كردن مقدمات پذیرایی به مادرش كمك میكرد.
او عاشق خدا بود و همین عشق الهی سبب حضور ایشان در جبهه و رسیدن به معبود شد. مرحله اول از سوی جهاد سازندگی و در مرحله دوم از سوی بسیج آموزش دید و پس از 45 روز به جبهه اعزام شد او با سمت تک تیرانداز گردان امام حسین(علیه السلام) در پنجم اسفند ماه سال 1365بر اثر اصابت ترکش به سر و کتفش در شلمچه به شهادت رسید.